میر حسین موسوی , رهبر سبزها

سایت رهبر سبزها منعکس کننده اخبار سایت های کلمه , جنبش راه سبز (جرس) , پارلمان نیوز و دیگر سایت های سبز است

برنامه های ضد قومی صدا وسیما؛ اشتباه ناشی از کم خردی یا سیاستی راهبردی؟ آوریل 28, 2010

Filed under: news — HMD @ 3:30 ب.ظ.

سیاست فرهنگی راهبردی صداوسیمای جمهوری اسلامی لااقل از زمان پس از جنگ ایران و عراق، تخریب اقوام گوناگون ایرانی و تحقیر آنها و تضعیف هویت قومی آنان است. حتی اگر بخواهیم خوشبینانه داوری کنیم و احتمال بدهیم که صداوسیما تعمدی در این‌گونه برنامه‌سازی‌ها و سریال‌سازی‌ها نداشته است، آنچه در عمل روی داده منجر به دستاوردهای ضدقومی شده است و این بسیار فرق دارد با آن ادعاهایی که در سخنرانی‌ها و محافل رسمی از سوی مقامات سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود.

کلمه- مصطفی کرباسیان: تداوم سیاستهای ضداقلیت و ضدقومی در ایران حاکی از آن است که راهبردی برنامه‌ریزی شده و طراحی شده در بارة اقلیتهای دینی و نیز قومیتهای ایرانی دنبال می شود و روشن است که ادعاهای رسمی به اندازه‌ای که سیاستگذاری ها یا تولید ات رسانه‌ای ذیمدخل و مؤثر است، تعیین کننده نیستند.

یک نمونه از مظاهر این نوع سیاستگذاری را می‌توان در برنامه‌های صداوسیما مشاهده کرد.

سالها است که صداوسیما در سریالهای تلویزیونی خود چهره‌ها و شخصیت‌هایی را به تصویر می‌کشد که با زبانها و لهجه‌های ایرانی سخن می‌گویند و قرار است که سریال را جذاب کنند و در بیننده انبساط خاطر و فرحناکی پدید آورند و لحظات خوشی را برای او رقم بزنند. این شخصیتها اغلب ترک، گیلک، لر، اصفهانی، آبادانی، و غیره اند. در وهله نخست آدمی عیبی در این کار نمی‌بیند زیرا ابتدا بدین نکته می‌اندیشد که کارگردانان و یا فیلمنامه‌نویسان ایرانی فقط قصد دارند از غنای فرهنگ ایرانی –که متشکل از خرده فرهنگهای گوناگونی است- در جهت تولید آثار هنری جذاب بهره ببرند و این به خودی خود نه تنها ایرادی ندارد بلکه پسندیده هم هست و می‌تواند سبب آشنایی بیشتر بینندگان تلویزیون با همة خرده فرهنگها و اقوام ایرانی باشد و به کودکان ایرانی بیاموزد که ایران از اقوام و فرهنگهای گوناگونی تشکیل شده است.

اما یک پرسش ساده همیشه آزارم داده است: چرا در برنامه‌ها و سریالهای تلویزیونی هیچ گاه چهره‌ای مثبت و مطلوب از ترک ها، گیلک ها، لرها و دیگر اقوام ایرانی به نمایش درنمی‌آید؟ آیا نمی‌توان از عناصر زبانی و دیگر عناصر خرده‌فرهنگی به شکل مثبت و در جهت تمجید از اقوام ایرانی بهره گرفت؟ وانگهی، چرا برخی از کودکان و جوانان متعلق به اقوام ایرانی که در این ۳۰ سال به دنیا آمده و پرورش یافته اند، یا هر چه بیشتر از قوم و قبیلة خود دور گشته اند و از آن دوری می‌کنند و بیزاری می‌جویند و روی به انکار هویت قومی خود آورده اند و یا بر عکس(هرچند اندک) علیه فارسها جبهه گرفته اند و از جدایی‌طلبی از ایران دم می‌‌زنند؟

چگونه است که مثلا این یا آن دختر و پسر ترک از مادر خودش می‌خواهد که در مترو و دیگر مراکز عمومی به ترکی سخن نگوید و این یا آن جوان ترک از فارسها نفرت دارد و آنان را دشمن خود می‌پندارد؟ مگر آن «گریز از هویت خود» و این «نفرت از فارسها» یک شبه پدید آمده اند یا بر اثر سیاست‌های فرهنگی شکل گرفته اند؟ صداوسیمای جمهوری اسلامی به‌عنوان یک رسانة سراسری و فراگیر و بلند دامنه چه نقشی در این امر دارد؟ تلویزیون چه نقشی در شکل‌گیری آن گریز از مرکز و بیگانگی سیاسی و این نفرت دارد؟

قومیت، همچون سرمایه‌ یا همچون عنصری مخرّب؟

جامعه‌شناسان قومیت را در کنار جنسیت، ملیت، و نژاد یکی از چهار متغیر زیستی-اجتماعی (bio-social) معرفی می کنند و این‌ها متغیرهایی هستند که در تاریخ اغلب عامل تبعیض و جداسازی بوده اند و سبب انواع تبعیض‌ها و اقدامات ضدبشری. در تاریخ بشر عوامل و متغیرهای گوناگونی این نقش مخرب و ضدانسانی را ایفا کرده اند. دین نیز در بسیاری مواقع همین نقش جداسازی را ایفا کرده است. اما البته ادیان توحیدی در آغاز ظهورشان نوعی عام‌گرایی را پرورده اند و چتری برای همة بشریت گسترده اند. به‌عنوان مثال، قرآن از تنوع جمعیتی همچون نوعی سرمایة انسانی و اجتماعی سخن می‌گوید: یاایهاالناس انّا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عنداللّه اتقاکم انّ‌الله علیم خبیر (ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله‌قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید.

در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.بی‌تردید، خداوند دانای آگاه است) (آیة ۱۳ سورة حجرات). جالب این است بدانیم که قرآن در آیة ۱۲ همین سوره (یعنی یک آیه قبلتر) مردم را از بدگمانی نسبت به دیگران و جاسوسی دیگران و غیبت دیگران برحذر داشته است و در دو آیه قبلتر نیز گفته است: “ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانی زنان دیگر را ریشخند کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند” (آیة ۱۱ سورة حجرات). اما متاسفانه این نگاه فراگیر و تلقی تنوع جمعیتی به‌مثابه سرمایه، در تاریخ ادیانی نظیر اسلام و مسیحیت و غیره جای خود را به نوعی خاص‌گرایی و نژادپرستی و قوم‌پرستی غیرانسانی داد.

در مجموع، وقتی از امروز به گذشته می‌نگریم، تنوع جمعیتی بیشتر نقشی مخرب ایفا کرده است تا نقشی مثبت. اما تنوع جمعیتی به خودی خود نه عاملی مثبت است و نه منفی. تنوع جمعیتی نیز همچون دگر عوامل اجتماعی می‌تواند کارکردهای مثبت و منفی داشته باشد و هیچ پدیده‌ی اجتماعی نیست که یکسره منفی یا مثبت باشد. دورکیم نشان می‌دهد که حتی پدیده‌ای چون جرم کارکردهای مثبتی هم دارد. بنابراین، نگرش غالب است که تعیین می‌کند تنوع جمعیتی همچون سرمایه‌ای اجتماعی عمل کند یا همچون عنصری مخرّب.

صداوسیما و بدل کردن قومیت به مؤلّفه‌ای مخرب

این روزها از صداوسیما سریال‌های متعددی پخش می‌شود. گذراندن لحظات خوش با خانواده انگیزه‌ای است که مرا وامی‌دارد به پای تلویزیون بنشینم و برخی از آنها را ببینم. در میان این همه سریال تلویزیونی تنها سریالی که مرا مجذوب خود کرد، سریال «زیر تیغ» بوده است. بعضی از سریال‌ها نیز برای گذراندن وقت و سرگرم شدن نیز تا حدی قابل قبول بوده اند؛ اگر چه هر کدام معایبی داشته اند.

البته بهترین برنامة تلویزیون در این سالها همان برنامة نود بوده است که پس از دوم خرداد ۸۸ و عملکرد تلویزیون در تولید آگاهی کاذب و در دشمنی علیه جنبش سبز (که در واقع نتیجة عملکرد تلویزیون به‌عنوان دستگاه ایدئولوژیک دولتی است و انتظار دیگری نیز از تلویزیون دولتی در بحرانهای سیاسیِ از این‌گونه نباید داشت)، رغبت دیدن آن را نیز در ما از بین برد.

اما یکی از موضوعاتی که در این سالها دائما در برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی تکرار شده و بسیار آزار دهنده بوده است، نحوة به تصویر کشیدن مردمانی از اقوام ایرانی مثل ترک و لر و گیلک بوده است. ترکها، لرها، گیلک‌ها و دیگر اقوام غیرفارس ایرانی همیشه در چهره‌ها (کاراکترها)ی زیر در این برنامه‌ها ظاهر شده اند: از نظر جسمانی کژ و کوژ و معیوب و زشت‌روی اند؛ از نظر اجتماعی، حاشیه‌ای و صاحب مشاغل پست و دون‌پایه‌اند؛ از نظر روانی، قابل ترحم و فاقد شخصیت سالم و منسجم اند؛ از نظر اقتصادی، فقیر و بدبخت اند؛ از نظر فرهنگی، بی‌سواد و کم‌مایه‌اند؛ و از نظر عقلی، کم‌هوش و بی‌خرد و یا حتی زبان نفهم اند.

این چهره‌ای است که صداوسیمای ما حداقل در دو دهة اخیر به‌تناوب از هموطنان غیرفارس ما به تصویر کشیده است و همچنان بدین کار ادامه می‌دهد. من مدتها بر این گمان بودم که قصد و غرضی در کار نیست و تنها از سر بی‌دقتی یا کم‌خردی یا ناتوانی در فیلمنامه‌نویسی و شخصیت‌پردازی و یا عدم مشاوره گرفتن از جامعه‌شناسان و روان‌شناسان این اتفاق می‌افتد و تعمدی در کار نیست. اما تکرار مداوم این پدیده در برنامه‌ها و سریال‌های صداوسیما شکی باقی نمی‌گذارد که سیاست راهبردی تلویزیون تخریب اقوام گوناگون ایرانی و تحقیر آنها و تضعیف هویت قومی آنان است.

تاکنون هزار عیب و ایراد به صداوسیمای جمهوری اسلامی –گاه به‌حق و گاه به ناحق- گرفته شده است. اما سیاست ضدقومی صداوسیما متأسفانه چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفته است. دیدن سریال‌های نوروزی سال ۱۳۸۹ تلویزیون، این بار مرا برانگیخت تا در این باره قلم بزنم و این سیاست مخرب و ضدانسانی صداوسیما را به نقد بکشم. اگر به این سریال‌ها نگاه کرده باشید، مصادیق چنین سیاستی را به آسانی خواهید یافت.

در سریال زن‌بابا که از شبکة سوم پخش می شد، پیرزنی ترک در قالب شخصیتی حاشیه‌ای و فاقد همسر و با پسر پیر ترشیدة طاسِ زشت‌رویْ نقش زنی «غرغرو» و فقیر و «آس و پاس» و «ندید بدید» را بازی می‌کند که به‌مثابه زنی «فضول» دائما در کار پسر پیر و همسایه‌های خود دخالت می‌کند و وقتی پیک موتوری پیتزای سفارش شده را به در خانة صاحبخانه‌اش می‌آورد، با لهجة غلیظ ترکی می‌گوید: “آخ جون پیتزا!”.

همبازی مقابل او در نقش فردی «لات و لاشخور» و «همه‌فن حریف» و «پشت هم‌انداز» (که نقشش را آقای صادقی ایفا می‌کند) به او جمله‌ای قریب به این مضمون می‌گوید: “تو حالا بربری تو بزار تو فِر تُست بشه”! در موارد متعددی پیرزن با لهجة غلیظ ترکی از قطع اینترنت شکایت می‌کند! تمام حالات و سخنانی که این چهره بروز می‌دهد، دقیقا مصداق ویژگی‌هایی است که بر شمرده ام:‌ از نظر جسمانی کژ و کوژ و معیوب و زشت‌روی؛ از نظر اجتماعی، حاشیه‌ای و صاحب مشاغل پست و دون‌پایه؛ از نظر روانی، قابل ترحم و فاقد شخصیت سالم و منسجم؛ از نظر اقتصادی، فقیر و بدبخت؛ از نظر فرهنگی، بی‌سواد و کم‌مایه؛ و از نظر عقلی، کم‌هوش و بی‌خرد و یا حتی زبان نفهم.

در سریال «چاردیواری» که از شبکة یک پخش می‌شد، شخصیت‌ها و چهره‌هایی که خاستگاه قومی دارند (یعنی به یکی از اقوام ایرانی تعلق دارند) باز هم همگی همین ویژگی‌ها را دارند. یکی از آنها شخصیتی است به نام «تقی تاکسی» با نقش آفرینی هنرمندانه آتیلا پسیانی که پدر «نادر»، قهرمان سریال است، دقیقا همان شخصیتی را به تصویر کشیده است که در لطیفه‌های عوامانه و نادرست علیه ترکها معرفی می‌کنند: دیرفهم و گیج که چند و چون گفته خودش را نیز درک نمی کند (مثل این جملة تقی تاکسی رو به پسرش ناصر: “ناصر ، به نظر تو که معلمی من حرف بدی زدم؟” و ناصر با حجب و حیا و در عین حال شرمساری می گوید: “چی بگم بابا.” که تازه بابا باید خود بخواند حدیث مفصل از آن مجمل!!)، از طبقة پایین، «بدقِلق»، سمج و «بدگیر»، دست و پاچفتی، و فاقد تدبیر، آداب‌نادان که البته دروغگویی هم بدان اضافه شده است.

در سریال «چاردیواری» یک چهرة ترک زبان دیگر هم بود که شغلش سیاهی لشکر بود که منزلت اجتماعی پَستی دارد و آداب‌نادان است و شخصیتی سخیف دارد و گاه و بیگاه و اغلب نابجا به زبان ترکی شروع به خواندن می‌کند و لودگی می‌کند و در جای خود نیز با سبیل‌های آبادش بدل به «لاتی» گردن کلفت می‌شود. در همین سریال یک مرد طاس گیلک‌زبان هم بود که «بوقچی فوتبال» و به‌خاطر آنکه زیادی در ورزشگاه بوق زده و فریاد کشیده اسباب خنده و تمسخر است. شخصیتی کاملا لوده داشته ، به دنبال کار دیگری بود و موقعیت اجتماعی تحقیرآمیزی داشت.

در سریال «دارا و ندار» که از شبکة پنج پخش می‌شد نیز، ندارها همه، یا اغلب‌شان شهرستانی اند: کُرد و گیلک، مازندرانی، مشهدی و غیره. این چهره‌ها هم غیر از اینکه از نظر اقتصادی فقیر اند و از نظر اجتماعی منزلت پایینی دارند، از نظر فرهنگی بی‌سواد و کم‌مایه‌اند، برخی‌شان از نظر شخصیتی نیز مشکل دارند: مردی که به زبان کردی سخن می‌گوید، نسبت به خواهر خودش غیرت و جوش و خروش غیرمتمدنانه‌ای را بروز می‌دهد و دائما و با دلیل و بی‌دلیل خود را می‌زند!؛ آن‌که به زبان (احتمالا) مازندرانی سخن می‌گوید نیز مرتب از زن خود کتک می‌خورد و زن‌ذلیل است و سر شکستة خود را همچون یک «راز» به این و آن نشان می‌دهد. بقیة نمونه‌ها را خودتان از لابلای برنامه‌ها و سریالهای تلویزیون بیابید.

من در سربازی، در دورة تحصیل دانشگاهی، در محل کار، و در دیگر موقعیتها از میان مازندرانی‌ها، گیلک‌ها، کردها، مشهدیها، لرها و نیز بیشتر از همه از میان ترکها دوستان و آشنایان متعددی داشته ام و آنها را مردان و زنانی بافرهنگ، متمدن، چیزفهم، شریف، محتشم و صاحب مکنت، گاه صاحب مقام و منزلت بالا، و ای بسا بسیار خوش‌اندام و زیبارو یافته و شناخته ام و سخت در شگفتم که چرا صداوسیما ترکها، گیلکها، لرها و دیگر اقوام ایرانی را هیچگاه با ویژگی‌های فوق نشان نمی‌دهد بلکه دائم یا اغلب آنها را با همان ویژگی‌هایی به تصویر می‌کشد که در لطیفه‌های عامیانه علیه اقوام بیان می‌شود. ظاهرا تصویری که رئیس دولت یعنی آقای احمدی‌نژاد از زنان گیلک داشت نیز از همین لطیفه‌های عامیانه أخذ شده بود: به طوری که رئیس دولت در سفر به گیلان گفته بود که زنان گیلان زنان باغیرتی اند و اصلا آنطور که گفته می‌شود نیستند! [۱] و البته اعتراض نمایندة رشت به رئیس دولت نیز گم شد و فراموش گشت و یا لااقل منجر به عذرخواهی آقای احمدی‌نژاد نشد.

نتیجه‌گیری

آنچه از خلال بررسی برنامه‌ها و سریالهای صداوسیما بدان رسیده ام این است که سیاست فرهنگی راهبردی صداوسیمای جمهوری اسلامی لااقل از زمان پس از جنگ ایران و عراق، تخریب اقوام گوناگون ایرانی و تحقیر آنها و تضعیف هویت قومی آنان است. [۲]

حالا یک‌بار دیگر از شما می‌خواهم نگاه قرآنی را که تنوع جمعیتی و قومی را همچون سرمایه می‌بیند و نگرش عملا حاکم بر صداوسیما را که تنوع جمعیتی و قومی را به مؤلفه‌ای مخرب بدل می‌سازد و سبب بیگانگی سیاسی و اجتماعی-فرهنگی اقوام ایرانی می‌شود و در آنها نیروی گریز از مرکز پدید می‌آورد را با هم مقایسه کنید. و شما را دعوت می‌کنم آیات سورة حجرات را بخوانید و آن را با سیاست فرهنگی صداوسیمای جمهوری اسلامی (اسلامی!) مقایسه کنید و داوری کنید که آیا سیاست فرهنگی صداوسیما در قبال اقوام گوناگون ایرانی با نگرش قرآنی مطابقت دارد یا نه:‌ “ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند … و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند. … ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملّت‌ملّت و قبیله‌قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بی‌تردید، خداوند دانای آگاه است” (آیة ۱۱ و ۱۳ سورة حجرات).

به خاطر داشته باشیم که تلویزیون به‌عنوان یک رسانة بزرگ و فراگیر بسیار تأثیرگذار است. وقتی که رسانه‌ای مثل تلویزیون چهره‌ای منفی از اقوام ایرانی را به تصویر می‌کشد، کودکان و نوجوانان اقوام ایرانی دچار سرخوردگی، یأس، و عدم اعتماد به نفس می‌شوند و ناخودآگاه نگاهی منفی به خود پیدا می‌کنند و مردان و زنان در زایل سازی این تصویر غلط از ذهن کودکان و نوجوانانشان دچار زحمت و مشکل می‌گردند و فاقد رسانة نیرومندی برای دفاع از هویت خویش اند. کودکان ترک و لر و گیلک و غیره در مدارس از سوی همکلاسیهای خود مورد تمسخر قرار می‌گیرند و بتدریج نوعی خودکم‌بینی و تحقیر در آنان نهادینه می‌شود و این تحقیرشدگی در خودپنداره (self-concept) یا تصویری که آنان در طی فرآیند اجتماعی شدن از خود می‌سازند، وارد می‌شود.

این همه از یک سو بذر نفرت را در ذهن و قلب مردان و زنان از قومیتهای مختلف می‌کارد و از سوی دیگر سبب عدم اعتماد به نفس در فرزندان آنان و گریز از هویت قومی‌شان می‌شود و سبب می‌شود در آنان نوعی خودباختگی و از خود بیگانگی شکل بگیرد. این وضعیت بویژه زمانی که فرزندان ترک و لر و گیلک و غیره در موقعیت‌های اجتماعی مختلف در برابر فارسها قرار می‌گیرند، بیش از پیش نمایان می‌گردد. آنان در دفاع از خود در موقعیتهای اجتماعی نیز به شدت دچار زحمت و عذاب می‌گردند زیرا طرف مقابل به‌آسانی و با گفتن ناسزایی قومیتی می‌تواند شخصیت‌شان را زیر سؤال ببرد و آن عدم اعتماد به نفس ریشه دوانده در دوران کودکی را مجددا زنده کند و نفرتی شدید و بسیار مخرب را علیه فارسها دامن بزند. بدین ترتیب، دیالکتیکی از خودباختگی و عدم اعتماد بنفس از یک‌سو و نفرت و بیگانگی سیاسی و گریز از مرکز از سوی دیگر شکل می‌گیرد.

وقتی شاعر بزرگ و فرهیخته‌ای چون شهریار ناچار می‌شود در دفاع از قوم خود و دیگر اقوام ایرانی واکنش نشان دهد و ترجیع‌بند “اَلا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من” را بسراید، مردم عادی چقدر باید در واکنش به تحقیرهای قومی توان صرف کنند؟! آیا مردم عادی از فرهیختگی کسانی چون شهریار برخوردارند که تحقیر شدن‌ها را با پختگی و درایت پاسخ دهند و بذر کینه و نفرت را از این طریق از وجود خود بزدایند؟!

تا آنجایی که من اطلاع دارم، برخی از هموطنان آذربایجانی ما به خاطر نفرتی که از روزنامة ایران بر سر چاپ کاریکاتور کذایی پیدا کرده اند، از این روزنامه در اموری چون کارواش و دیگر موراد مشابه استفاده می‌کنند. طبیعی است که آنان و دیگر اقوام هموطن ما از صداوسیما نیز بدلیل پیگیری چنین سیاستی گریزان شوند و به رسانه‌های دیگر از جمله رسانه‌های خارجی نظیر تلویزیون باکو، ترکیه، عرب، آمریکا، و انگلیس روی آورند.

حتی اگر بخواهیم خوشبینانه داوری کنیم و احتمال بدهیم که صداوسیما تعمدی در این‌گونه برنامه‌سازی‌ها و سریال‌سازی‌ها نداشته است، آنچه در عمل روی داده منجر به دستاوردهای ضدقومی پیش‌گفته شده است و این بسیار فرق دارد با آن ادعاهایی که در سخنرانی‌ها و محافل رسمی از سوی مقامات سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود. روشن است که ادعاهای رسمی به اندازه‌ای که تولید رسانه‌ای ذیمدخل و مؤثر است، تعیین کننده نیستند.

پی‌نوشت

=========================================

۱٫ این خبر را آفتاب نیوز (http://www.aftabnews.ir/vdcb8abrhzbws.html) منعکس کرد و ظاهرا خبرگزاری شمال نیوز خبر را عینا به نقل از آفتاب نیوز اما با تغییر تاریخ خبر منعکس کرده است:

“اظهارات عجیب احمدی‌نژاد درباره زنان گیلانی

تاریخ و ساعت : ۱۱ اسفند ۱۳۸۵ – ۱۲:۰۳ کد خبر : ۲۶۵۳

شمال نیوز: محمود احمدی‌نژاد در جمع نخبگان استان گیلان بار دیگر اظهاراتی غیرمنتظره و بهت‌آور بر زبان آورد و گفت «برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصه‌های مختلف کشاورزی حضور داشته‌اند»! این اظهارات که ظاهراً ناظر به برخی لطیفه‌های سخیف افواهی بوده است و اصلاً در جایگاه عالی‌ترین مقام اجرایی ایران نیست با انتقاد شدید رمضان علی صادق‌زاده نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی مواجه شد. تا آن‌جا که صادق‌زاده به گلایه تاکید کرد «سایر مواضع ایشان نیز همین گونه است»!

رمضان علی صادق‌زاده ضمن انتقاد از این اظهارات احمدی‌نژاد، افزود: ایشان مهمان ما در گیلان بوده‌اند، اما در چند ماه آینده اعتراضات خویش را به اطلاع مردم می‌رسانیم. وی خاطرنشان کرد:‌ زنان گیلانی در عرصه کار و کوشش در تمام زمینه‌ها دوشادوش مردان فعالیت می‌کنند و حتی بیش از مردان در زمینه‌های سیاسی، فرهنگی،‌ اجتماعی و کشاورزی مشغول به فعالیت هستند. وی افزود: در طول تاریخ، مردان و زنان گیلانی باعث تقویت تشیع شده‌اند وفور امام‌زاده‌ها در سراسر استان،‌ نشانه این امر است. آیت‌الله بهجت که یکی از علمای شیعه هستند نیز از این سرزمین برخواسته‌اند [غلط املایی کذا فی الاصل هم در آفتاب نیوز و هم در شمال نیوز! یعنی کپی برابر اصل!]“./aftabnews (http://www.shomalnews.com/index.php?view&sid=2653).

2. برای اینکه تصور نشود مدعاهای من غیرواقعی است، دو نمونه از اعتراضات کارگزاران نظام جمهوری اسلامی را در باب عملکرد غلط صداو سیما در مورد اقوام ایرانی در زیر ذکر می‌کنم:

نمونة اول: اعتراض امام جمعة اردبیل در سال ۱۳۸۶

“انتقاد شدید امام جمعه اردبیل از صداوسیما

حجت الاسلام عاملی گفت: من اشتباهات صدا و سیما در زمینه اقوام را مرتبا یادداشت و به رهبر معظم انقلاب گزارش می کنم. مهر: استراتژی سکوت ” در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل عمده بروز حساسیت های قومی در کشور است.

حجت الاسلام سید حسن عاملی نماینده ولی فقیه و امام جمعه اردبیل درهمایش ملی اتحاد ملی راهبردها و سیاستها با موضوع لزوم تصحیح سیاستهای غلط در مورد قومیت ها به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با اشاره به اینکه گسترش و تثبیت مکتب اهل بیت بر دوش دو قومیت آذری و فارس بوده است گفت: اگر تفرقه بین این دو قوم ایجاد شود باید فاتحه تشیع را خواند. وی با انتقاد از سیاست فعلی در برابر قومیت ها گفت: ” استراتژی سکوت ” در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل بروز حساسیت های قومی در کشور است. عاملی با تاکید بر لزوم تبیین و تبلیغ بخشهایی از تاریخ کشورمان بخصوص جنگ ایران وروس و جنگ ایران و عثمانی ، عدم توجه به این واقعیت های تاریخی را عامل اصلی سو استفاده عناصر افراطی و تجزیه طلب معرفی کرد و گفت: اجابت خواسته های قومی نباید به عنوان عامل واگرایی شناخته شود.

نماینده ولی فقیه با اشاره به تحرکات برخی کشورهای منطقه نسبت به فرهنگ ملی ایران گفت: با تشکیل فرهنگستان زبانهای محلی و تدریس زبان های محلی می توان جلوی بسیاری از این سو استفاده ها را گرفت. امام جمعه اردبیل با اشاره به اینکه زبان آذری کارکرد دینی و مرثیه ای در قوم شیعه دارد گفت: تقویت زبان آذری تقویت تشیع است. به گزارش خبرنگار مهر ،سخنان امام جمعه اردبیل که با استقبال و تشویق حضار مواجه بود چنین ادامه یافت: اگر وضعیت به گونه فعلی پیش رود در آینده ای نزدیک زبان آذری نماد مخالفت با نظام خواهد شد.

وی تاکید کرد: من اشتباهات صدا و سیما در زمینه اقوام را مرتبا یادداشت و به رهبر معظم انقلاب گزارش می کنم. عاملی که خود را غیر آذری و وابسته به طایفه معرف جبل عامل لبنان معرفی کرد ، گفت: ما باید سیاست صفویه را ادامه دهیم که این نکته هم مورد تاکید آقای هاشمی رفسنجانی قرار گرفته است. وی تاکید کرد: الان در مدارس و دانشگاههای آذربایجان علی رغم بخشنامه های رسمی دروس به زبان ترکی تدریس می شود که بهتر است این مسئله از حالت ممنوعیت در بیاید و تدریس به زبان ترکی آزاد شود. نماینده ولی فقیه به نقل از استالین دیکتاتور شوروی گفت: تغییر حروف در قفقاز از انقلاب کمونیستی هم مهمتر بود و امروز کشوری مثل آذربایجان و ترکیه با تغییر زبان و حروف رسمی خود بین هویت امروز و دیروز خود فاصله انداخته اند.

عاملی با بیان اینکه ترکیه می خواهد عثمانی نوین شود گفت: بی شک زبان فارسی شانش بالاتر از آن است که با تقویت زبان های محلی تضعیف شود. وی در پایان سخنان خویش هند و سوئد را از نمونه های موفق اتحاد ملی توصیف کرد” (۲۱ آبان ۱۳۸۶ ) http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=38945 کد خبر ۳۸۹۴۵،

نمونة دوم: اعتراض نمایندة ایلام در سال ۱۳۸۸

“رئیس مجمع نمایندگان استان: صداوسیمای ایلام دید منفی خود نسبت به اقوام مختلف استان را از بین ببرد

در مراسمی با حضور جمعی از مسؤولان سازمان صداو سیما و مسؤولان محلی جشن پوشش صد در صدی شبکه‌های اول و دوم و سوم و شبکه استانی سیمای استان ایلام بر گزار شد. به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا،‌ برای پوشش صد در صدی شبکه های اول ، دوم ، سوم و شبکه ی استانی سیمای استان ۳۹۶ دستگاه فرستنده و ۴۵ ایستگاه ماهواره‌ای کابلی نصب شده است.

نماینده دره شهر ، دهلران و آبدانان در مجلس شورای اسلامی مهمترین رسالت صدا و سیما در این برهه دفاع از ارزش های مواضع سازنده ی نظام در عرصه ی بین المللی دانست و تصریح کرد : رسانه‌ی ملی در جامعه هم باید در برنامه‌های خود مسائل و مشکلات مردم را منعکس کند. عزتی با انتقاد از پخش اخبار به زبان کردی در سیمای ایلام گفت: این اخبار که واقعا معلوم نیست به زبان کردی است یا فارسی اصالت زبان کردی را تا حد زیادی از بین می‌برد تا جایی که یک فارس‌زبان ۹۰ درصد اخبار را متوجه میشود.

رئیس مجمع نمایندگان استان ایلام از مسئولین صدا و سیمای مرکز ایلام خواست به جای پخش بیش از حد برنامه های طنز که به زبان کردی پخش می شود و با دید تمسخر آمیز به فرهنگ و زبان مردم نگاه میکند با معرفی استعداد های استان در برنامه های داخلی استان و پخش سراسری برای جذب سرمایه‌گذار اقدام کنند. عزتی افزود زمان آن فرا رسیده که سیمای مرکز ایلام به معرفی جاذبه‌های گردشگری استان با تولید برنامه‌های قوی با استفاده از کارگردان های مستند ساز باتجربه و استفاده از افراد تحصیلکرده ی مسلط به زبان مادری(از همه‌ی قومیت ها) بپردازد.

این نماینده مجلس اظهار داشت:صدا و سیمای مرکز ایلام در بیان مشکلات و کمبودهای استان ایلام در زمینه حمل و نقل، اجرایی نشدن مصوبات استانی، کمبودهای پزشکی، کمبودهای مرز مهران و پتانسیلهای میراث فرهنگی و تخریب آثار تاریخی کمتر خبری در کشور داشته است. نماینده دهلران،دره شهر و آبدانان ادامه داد:صدا و سیما می تواند مشکلات مردم استان ایلام را به خوبی در کشور انعکاس دهد ولی تاکنون به دلایل متعددی نتوانسته است حتی پتانسیلهای استان را در رسانه ملی بیان کند.

وی ادامه داد: فقر و محرومیت استان ایلام را باید با تصویر به مسئولان کشوری رساند که بدانند در این استان چه می گذرد و شاید از این رهگذر بتوان به حل مشکلات استان امید بست. “علی عزتی” با اشاره به زبان‌های گفتاری رایج در میان مردم استان ایلام از جمله کردی، لکی، لری و عربی گفت: با توجه به جمعیت حداکثری لر استان ایلام متاسفانه صدا و سیمای ایلام اصلا برنامه ای به زبان لری ندارند و از پخش سرود های لری،لکی و عربی کوتاهی می کند و فرهنگ غنی لری از هر بابت در این شبکه جایی ندارد.

این نماینده مجلس با انتقاد از عملکرد رسانه ملی در استان ایلام و لزوم فرهنگ سازی افزود:در صورتی که صدا و سیما استان دیدگاه منفی خود نسبت به اقوام منطقه را از بین نبرد و همچنان گویش¬های مردم شهرهای حوزه¬های جنوبی دهلران، دره شهر و آبدانان محدود شوند، به زودی در دیدار با مقامات عالی‌رتبه کشور این مساله را پیگیری خواهد کرد تا قوم لر هم در کنار قوم کرد که هر دو از اقوام اصیل ایرانی اند به جایگاه شایسته خود در رسانه ملی برسد. وی با تاکید بر سیاست اصلی صداوسیما در رعایت اصل بی‌طرفی گفت:صدا و سیمای مرکز ایلام باید به فرهنگ گذشته این استان توجه کند، به هر حال به نظر من صدا و سیمای مرکز ایلام باید با دقت نظر و وسواس برای فرهنگ و زبان لُری برنامه بسازد و پخش کند و گستره جغرافیایی خود را به این مناطق هم بکشاند.

نماینده دهلران،دره شهر و آبدانان در مجلس هشتم اظهار داشت:زبان کردی در استان ایلام دارای گویشهای گوناگونی در شهرستان های مختلف است که متاسفانه صدا و سیمای ایلام فقط به کردی شهرستان ایلام توجه می کند و این موضوع باعث شده که به هنگام مصاحبه سیمای ایلام با یک شهروند لر مجبور به صحبت کردن به زبان کردی شود که این امر موجب گلایه شهروندان حوزه انتخابیه ام شده که امیدوارم با تبدیل شبکه شهرستان ایلام به شبکه استانی ایلام تمام اقوام این استان در کنار هم با اتحاد و همدلی برای توسعه استان تلاش کنند.

در تیرماه سال ۸۳ با حضور مهندس ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیمای کشور شبکه استانی ایلام افتتاح شد و پس از ماهواره ای شدن این شبکه در سال گذشته شهرستان های جنوبی استان هم از دریافت شبکه استانی ایلام برخوردار شدند” (http://www.ezati.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=410&Itemid=68 24/8/1388

Advertisements
 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s